وکالت در دعاوی الزام به تنظیم اسناد رسمی
دفتر وکالت و مشاوره حقوقی "وکیلِ قانون"
: مرتبه

استعلام :
1- چنانچه دادرس دادگاه‌های حقوقی شهرستان با ابلاغ داخلی رئیس حوزه قضایی به عنوان دادرس اجرای احکام فعالیت کند، آیا صلاحیت اجرای احکام پرونده‌های داخل در صلاحیت دادگاه خانواده را دارد؟ در صورتی که پاسخ مثبت است، مداخله دادرس دادگاه حقوقی تا چه میزان است و آیا امکان صدور دستور اعمال ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی را دارد؟ 2- چنانچه در پرونده‌ای حکم به تقسیط محکوم‌به صادر شده و محکوم‌له قبل از رأی فوق تقاضای استیفای محکوم‌به از محل یک چهارم یا یک سوم حقوق محکوم‌علیه را کرده باشد، با وصف عدم اشاره دادگاه صادرکننده رأی اعسار به این توقیف و قبول تقسیط محکوم‌به و با وصف درخواست رفع توقیف حقوق توسط محکوم‌علیه، تکلیف اجرا چیست؟ چنانچه درخواست توقیف حقوق به کیفیت فوق پس از صدور حکم بر اعسار و تقسیط صورت پذیرد، تکلیف اجرای احکام چیست؟ 3- چنانچه محکوم‌به وجه نقد باشد و واحد اجرای احکام در راستای عملیات اجرایی مالی از محکوم علیه یا ثالث توقیف و به مزایده گذاشته و انتقال و صدور سند نیز انجام شده باشد، اگر پس از اعاده دادرسی، حکم منقلب و به نفع محکوم‌علیه منتهی به نتیجه شود، در راستای ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی تکلیف اجرای احکام به اخذ وجه نقد مورد حکم صدرالذکر آن محکوم‌له است یا اساساً می‌بایست عملیات مزایده اموال و انتقال اسناد ابطال و اعاده شود؟ در صورت مثبت بودن پاسخ فرض اول آیا این وجه باید به محکوم‌علیه تودیع شود یا ثالث معرفی کننده مال؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
1- حدود صلاحیت هر قاضی بر اساس سمت قضایی وی است که به موجب ابلاغ قضایی صادره از سوی رئیس محترم قوه قضاییه برابر بند 3 اصل یک‌صد‌ و پنجاه و هشتم قانون اساسی به آن منصوب می‌شود؛ و با توجه به مواد 1، 2 و 4 قانون حمایت خانواده مصوب 1391 و مواد 2 و3 آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور مصوب 1393 ریاست محترم قوه قضاییه، دادگاه خانواده پس از تشکیل، مرجع اختصاصی است؛ بنابراین تفاوت در صلاحیت آن در مقایسه با دادگاه عمومی حقوقی اختلاف ذاتی است و مقررات مربوط به صلاحیت ذاتی، از قواعد امری است و با عنایت به این‌که اصولاً عملیات اجرایی با دادگاهی است که حکم تحت نظر آن اجرا می‌شود و صلاحیت اجرایی دادگاه تابع صلاحیت رسیدگی (اصلی) آن است؛ بنابراین در فرض سؤال، دادرس علی‌البدل دادگاه عمومی حقوقی که فاقد ابلاغ دادرس علی‌البدل دادگاه خانواده است، مجاز به اتخاذ تصمیم در پرونده‌های اجرایی دادگاه خانواده نمی‌باشد. 2- اولاً، با عنایت به ماده 3 و تبصره 1 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب 1394، محکوم علیه می تواند ضمن ارائه فهرست کلیه اموال خود، دعوای اعسار خویش را تقدیم کند. از طرفی مطابق ماده 96 قانون اجرای احکام مدنی، توقیف بیش از یک چهارم یا یک سوم حقوق و مزایای کارکنان دولت امکان‌پذیر نیست؛ بنابراین توقیف حقوق و مزایای کارکنان دولت، چنانچه تکافوی محکوم به و هزینه های اجرایی را ندهد، مانع از طرح و اقامه دعوای اعسار و تقسیط محکوم به نیست، همان‌طور که تقسیط محکوم¬به مانع استیفای بخش اجرانشده آن از اموال و مطالبات محکوم علیه نیست؛ ثانیاً، در حالتی که محکوم علیه دارای حقوق است، حسب مورد یک سوم یا یک چهارم از حقوق وی کسر می شود و صدور حکم بر اعسار کلی او یا تقسیط به مبلغی کمتر از میزانی که حقوق قابل توقیف است، فاقد وجاهت قانونی است؛ زیرا توقیف یک سوم یا یک چهارم حقوق محکوم علیه قانوناً بلامانع و در این حد ملائت وی مسلم است؛ ثالثا،ً دادگاه هنگام تقسیط محکوم به می تواند مبلغ اقساط را بیشتر از یک چهارم یا یک سوم حقوق و مزایای محکوم علیه تعیین کند؛ زیرا تعیین میزان و مدت اقساط بستگی به وضعیت اقتصادی و درآمدی محکوم علیه دارد و چه بسا محکوم‌علیه علاوه بر حقوق و مزایای دریافتی، درآمد دیگری نیز داشته باشد؛ به هر حال، توقیف جبری بیش از یک سوم یا یک چهارم حقوق و مزایای وی جایز نیست. در فرض استعلام، چنانچه یک چهارم حقوق و مزایای محکوم‌علیه بیشتر از مبلغ یا ارزش هر قسط از محکوم‌به باشد، با رعایت ماده 96 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356، توقیف مازاد مبلغ یا ارزش هر قسط تا یک چهارم از حقوق و مزایای محکوم‌علیه بلامانع است. 3- در فرض سؤال که در اجرای محکومیت به وجه نقد، اموال محکوم‌علیه یا ثالث از طریق مزایده به فروش رسیده و دستور انتقال سند صادر و متعاقب اعاده دادرسی، حکم نقض شده است، وفق ماده 39 قانون اجرای احکام مدنی، عملیات اجرایی به حالت قبل از اجرا برمی‌گردد؛ یعنی اولاً، چنانچه مال در اثر مزایده بابت طلب محکوم‌له به وی منتقل شده باشد، در مقام اعاده عملیات اجرایی، آن مال به مالک برمی‌گردد؛ ثانیاً، چنانچه مال به شخص ثالث به عنوان خریدار منتقل شده باشد، ضمن اعاده انتقال مالکیت مال به وضعیت قبل از مزایده، وجه حاصل از فروش که به محکوم‌له پرداخت شده است، به ترتیبی که در قانون جهت وصول محکوم‌به نقدی مقرر شده است، از وی وصول و به خریدار و برنده مزایده تحویل می‌شود و چنانچه وصول وجه از محکوم‌له مستلزم توقیف اموال و برگزاری مزایده باشد، مطابق ترتیبی که قانون اجرای احکام مدنی مقرر داشته، اقدام می‌شود.

 


برچسب‌ها: تنظیم اسناد رسمی, ابطال اسناد ملک, اعاده انتقال مالکیت مال, وکیل در امور اسناد
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۰ توسط وکیل پایه یک دادگستری
: مرتبه


استعلام :
نظر به این‌که بررسی موات بودن آن دسته از اراضی که در خارج از حدود استحفاظی شهرها واقع شده است؛ به استثناء اراضی که توسط مراجع ذی‌صلاح دولت جمهوری اسلامی ایران واگذار شده است، بر عهده هیأت هفت نفره موضوع آن قانون است . 1-تاریخی که باید ملاک تصمیم‌گیری هیأت هفت نفره باشد تا چنانچه ملک پیش از آن سابقه احیاء و عمران نداشته باشد، موات اعلام شود، تاریخ تصویب قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آنها یعنی 1365/9/30 است و یا این‌که تاریخ مقرر در قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری و کیفیت عمران آنها یعنی 1358/4/5؟ 2- در صورتی که تاریخ 1365/9/30 ملاک باشد، آن دسته از اراضی که تا تاریخ 1365/9/30 در محدوده غیر شهری قرار داشته‌اند و با توسعه شهر داخل در محدوده شهر شده‌اند، مرجع صالح برای اتخاذ تصمیم پیرامون موات بودن یا نبودن این اراضی کدام است؟ 3- با توجه به این‌که در زمان تصویب قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن‌ها ملک در محدوده غیر شهری قرار داشته است، ملاک تاریخ برای احیاء و عمران 1358/9/5است یا 1365/9/30؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
1- با توجه به مقدمه قانون لغو مالکیت اراضی موات شهری و کیفیت عمران آن مصوب 1358 که ناظر به زمین های موات داخل محدوده شهری یا خارج از آن است و با عنایت به تعریف حریم در ماده 2 قانون تعاریف محدوده و حریم شهر، روستا و شهرک و نحوه تعیین آن‌ها مصوب 1384، تاریخ 5/4/1358 که در ماده 3 قانون زمین  شهری مصوب 1366 با اصلاحات و الحاقات بعدی قید شده است، ملاک تشخیص موات از غیر موات است که طبق مقررات ماده 3 قانون زمین‌شهری، اراضی موات شهری که سابقه عمران و احیاء نداشته، چنانچه بدون مجوز قانونی و از این تاریخ به بعد (5/4/1358) احیاء شده باشد، همچنان در اختیار دولت است؛ بنابراین، تاریخ 22/6/1366 در خصوص نوع زمین ملاک نیست. 2 و 3- پاسخ این بندها با توجه به پاسخ بند قبلی منتفی است.

 


برچسب‌ها: تنظیم اسناد رسمی, اراضی حدود استحفاظی, موات نبودن اراضی, ابطال اسناد ملک
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۰ توسط وکیل پایه یک دادگستری
: مرتبه

استعلام :
در پرونده‌ای حکم بر الزام محکو‌م‌علیه به تحویل ملک مسکونی به میزان هفتاد مترمربع صادر شده است. دادورز اجرای احکام جهت اجرای حکم به ملک متنازع‌فیه مراجعه و مشاهده می‌نماید میزان یاد شده مفروز نبوده و قسمتی از یک بنا است. آیا قلع و قمع ملک مورد رأی امکان دارد؟ آیا باید روند اجرا متوقف شود و رأی قلع و قمع صادر شود یا این‌که بدون رأی امکان قلع و قمع وجود دارد؟

 

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
قسمتی که باید خلع ید و به محکوم‌له تحویل شود، اجراء می‌شود. بدیهی است در صورتی که منظور از این که ملک افراز نشده، مشاعی بودن ملک و مالکیت محکوم‌له به نحو اشاعه باشد، اجرای حکم مشمول ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 است.


برچسب‌ها: اجرای حکم تحویل آپارتمان, خلع ید از آپارتمان, قلع و قمع بنا, وکیل خلع ید آپارتمان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم فروردین ۱۴۰۰ توسط وکیل پایه یک دادگستری
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : MyThm
قالب وبلاگ